می دانیم که شروع روز دانش آموزان با یک برنامه صبحگاهی مناسب علاوه بر پرورش روح معنوی دانش آموزان، در بالا بردن سطح آموزشی آن ها از لحاظ یادگیری تاثیرگذار است.
مثلاً اگر معلم پرورشی مدرسه بتواند هر هفته یک کلاس را برای برگزاری برنامه های صبحگاه مدرسه انتخاب و هدایت نماید:
یکی از کارهایی که در اکثر مدارس کشور عزیزمان انجام می شود، خواندن آیاتی از قرآن مجید می باشد، در این زمینه چنان چه دانش آموزان بتوانند علاوه بر شنیدن آیات، با مفاهیم متعالی این معجزه الهی آشنا شوند، بی شک به هدف والای نزول وحی رهنمون گشته ایم.
در این راستا، مرکز یادگیری جهت غنی سازی برنامه های صبحگاه مدارس، به بررسی و تفسیر برخی از آیات قرآن پرداخته است. در این قسمت سعی شده، تفسیر به زبان ساده و قابل درک برای دانش آموزان ارائه گردد.
در این مقاله، آیات ١٩٠ تا ١٩٤ سوره مبارکه بقره ( صفحة ٢٩ و ٣٠ قرآن به خط عثمان طه ) مورد بررسی قرار می گیرد.
آیات مربوطه توسط یکی از دانش آموزان قرائت شود، شما می توانید برای شنیدن فایل صوتی آیات این صفحه کلیک نمایید.
جهت دریافت فایل صوتی آیات فوق، کلیک کنید.
در این آیات، مسألة جنگ و جهاد اسلامی را مورد توجّه قرار میدهند.
بهرغم تبلیغات مسموم و ویرانکنندة رسانههای خارجی، خصوصاً غربیان، در دین مقدّس اسلام، جنگ، اصالت ندارد. بلکه آنچه در اسلام اصل محسوب می شود ، صلح و سازش و مسالمت و صفا و صمیمیّت است و جز در موارد ضروری و استثنایی، دین دستور به جنگ نمیدهد.
قرآن، جنگ و جدال وکشمکش را بر خلاف سرشت پاک انسان می داند و آن را ناپسند معرّفی میفرماید.
درست، در نقطة مقابل برخی از مکاتب مادّیکه جنگ را اوّلین اصل در زندگی
بشر نشان میدهند و میگویند: تنهاراه تکامل انسان در زندگی، جنگیدن است و
تنازع. باید موجودات قوی، موجودات ضعیف را بخورند و ببلعند تا بهترین
انتخاب حاصل شود و پیشرفت محقّقگردد.
آن ها از اینجریان، بهنام اصل تنازع بقا تعبیر میکنند و بقای نوع انسان و تکامل همه چیز را مبتنی بر جنگ میدانند. یعنی، دقیقاً قانون جنگل.
و اگرچه برخی ازکشورها مثل آمریکا چنینسخنی را به زبان نمی آورند، اما عملاً این گونه رفتار میکنند. کما اینکه هماکنون، اینرفتار را با کشورهای ضعیف آفریقایی یا آسیایی مشاهده میکنیم.
امّا دین مقدّس اسلام برای تنظیم و تکمیل زندگی انسان، دستور تعاون و همکاری داده و از تنازع و کشمکش به شدّت نهی میکند و با صراحت تمام میفرماید:
« در راه نیکی و پرهیزگاری به یکدیگر کمک کنید و هرگز در راه گناه و تجاوز همکاری ننمایید.»
ولی همین دین مقدّس، در اینآیات (١٩٠ تا ١٩٤ ) و دیگرآیات جهاد، در شرایط خاصّی دستور جنگ و جهاد داده تا دین الهی(که عامل حیات بشر است) از شرّ هجوم دشمن محفوظ بماند. ولی هدف، آدمکشی، استکبار و کشور گشایی نیست. بلکه هدف، حفظ عامل حیاتی انسان، یعنی دین، است. بههمینجهت، نام جنگ، در اسلام جهاد است، آنهم جهاد فی سبیلالله، جهاد در راه خدا.
یعنی،کوشش در راه محفوظ نگه داشتن دین خدا. قرآن، در یکی ازآیات نورانیاش، خطاب به ما مسلمانان (که بیتناسب با شرایط کنونی ما نیست) میفرماید:
کاری کنید که رُعب و ترس از شما در دل دشمن ایجاد شود تا جرأت ایستادن در مقابل شما را نداشته باشند.
در حقیقت، قرآن، با این دستورات، نه تنها، به فکر سعادت مسلمانان است، بلکه سعادت دشمن نیز در همین است که جرأت مقاومت در برابر حق را نداشته باشد.
چون اگر جرأت پیدا کندکه در مقابل ما بایستد و با حق بجنگد، هم خودش بدبخت میشود و هم جامعة انسانی را به بدبختی میکشاند.
پس، هدف ما مسلمانان، از تقویت و تجهیز نیروی نظامی، باید ارعاب و ترساندن باشد، نهکشورگشایی وکشتار.
مسلمان، نه باید ذلیل باشد و نه مستکبر، بلکه مجاهدی فیسبیلِالله که بکوشد تا راه خدا را حفظ نماید.
چرا که خدا، انسان را آفریده تا به خود نزدیکش کند و به سعادت ابدی برساند. و این هدف، تنها، بهوسیلة دین تأمین میشود و بس.
بنابراین، اگر دین، مورد هجوم دشمن قرار گرفت، در این موقع است که مسلمانان باید به جنگ و قتال با دشمن برخیزند.
و باز، بر خلاف سمپاشیهای تبلیغاتی دشمنان اسلام، از امتیازات افتخارآمیز اسلام که در همین پنج آیة مورد بحث، دو بار به آن اشاره شده، ایناست که با اینکه دستور جنگ و مخاصمه میدهد، ولی در همانحال، دستور تقوا نیز میدهد.
اسلام، تقوا را، بهرغم برخی کژاندیشیها، منحصر به خانه و مسجد و بازار نمیداند. بلکه میگوید: در میدان جنگ و قتال و میدان سیاست هم باید متّقی باشید. بهطوریکه در آیة ١٩٠ میفرماید: «تنها، با کسانی بجنگید که آنها با شما میجنگند». بهعبارت دیگر، حقّ تعرّض و تجاوز به افراد یا گروه هایی را ندارید که با شما طرف جنگ نیستید، اعم از زنان و کودکان و پیران و بیماران و حتّی حیوانات و مزارع .
و نیزآیة ١٩٤ میفرماید: «بههمانمقدارکه به شما لطمه زدهاند، بهآنان لطمه بزنید» و نه بیشتر؛ اگر ده نفر از شما را کشتهاند، حق ندارید یازده نفر از آن ها را بکشید.
یا مثلاً اگر به شما صد تومان، خسارت مالی وارد آوردهاند، حق ندارید صد و یک تومان به آن ها خسارت وارد آورید.«و بدانید تا متّقی نباشید، در نزد خدا ارزش ندارید»،
اگرچه در میدان جهاد و در حال جنگ با کافران باشید. یعنی، نه تنها، نماز و
روزه وکسب وکارتان، بلکه جهادتان نیز بدون تقوا فایدهای ندارد.
همچنین، قرآن، در دیگر آیاتش میفرماید: در همانحالی که میجنگید، اگر یکی از مشرکان و کافران از شما پناهندگی خواست، به او پناه بدهید تا به میان شما بیاید و سخن خدا را بشنود و بفهمد که با چهکسی میجنگد و منطق شما چیست.
اگر هم قبول نکرد، اجبار و تحمیلی درکار نیست. با اکراه نمیشود کسی را مؤمن به دینی ساخت. شما وظیفه دارید کلام خدا را به سمع او برسانید؛ اگر قبول نکرد، او را بهسلامت به جایگاه امنش برسانید.
و تازه، کسی را هم همراهش بگمارید که هنگام آمدن و رفتن، بدون تعرّض احدی، بهسلامت بیاید و به سلامت برگردد. و این، برای آناست کهآن ها نمیدانند و از حقایق دین آگاه نیستند.
درحقیقت، اسلام، با ایندستورات دقیقشکه واقعاً حقوق بشر جهان متمدّن امروز با آن همه ادّعای پوچ، باید سر تسلیم در مقابل آن خم کند، پیش از همه چیز، میخواهد مردم و حتّی دشمنانش آگاه و عالم شوند.
اما اگر روی دنده لجاج و عناد افتاده و بر سر راه دین، ایجاد مانع کردند و از نشر و دعوت به توحید جلوگیری نمودند، در اینصورت، ما مسلمانان را موظّف فرموده تا به جنگ با آن ها برخیزیم و درعینحال، از مرز تقوای الهی نیز فراتر نرویم.
تنظیم: نوربخش
سلام اسدالهی هستم
خوب بود
موفق باشید